بسم الله الرحمن الرحیم
وبلاگ رسمی اقدس اکبرنژاد
جمعه 19 خرداد 1391 :: 18:36 ::  نويسنده : tagaddos


يك فرياد

 

پشت پرچين شب

يكنفر مي زند فرياد

يكنفر كه گم شده در سكوت

و يا در پيچش رقص يك گردباد

يكنفر دارد غرق ميشود

در امواج اندوه بيكران !

روز را گم كرده

او در آغوش موجهاي تيره

دارد ميسپارد جان !

تو نجات غريق اين باديه اي !

با فانوس دلت

راه را بگشا !

از چه درتر ديدي ؟!

تا آن نقطه نور

راهي نيست !

شب را بشكن

جاده را روشن كن

يك جرقه بزن آنگاه

با نگاهت !

همه را پيدا كن !

اينهمه گمشده در شهر

كه سرگردانند!

اين ثانيه هاي گذرا

نشانگر

رويش يك فرياد است

نقطة اوج همان

خيزش نا آرام است

يك نگاه برخيز و بتاب

به اندازة يك خنديدن !

اي طلوع مهربان

و تمام سايه هاي تيره را

خراب كن

و با نگاه پر طراوتت

تمام خنده هاي تلخ را

تو

آب كن !

 ثواب كن !

ثواب كن!

                                         اقدس اكبرنژاد




موضوع مطلب : [Post_Cat_Title]
 
 

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا