|
بسم الله الرحمن الرحیم
وبلاگ رسمی اقدس اکبرنژاد
چهارشنبه 10 خرداد 1391 :: 16:57 :: نويسنده : tagaddos بسمه تعالي مثل صداي نگاه تو
يكي مرا صدا مي زند مثل صداي نگاه تو يكي مرا مي خواند با آواي نگاه تو و اين تويي كه آرام مي خرامي در خلوت سكوت من و اين منم كه مي شكنم در انحناي نگاه تو دلم پر از تشويش لحظه هاي بارانيست مي خواهم دوباره بمانم براي نگاه تو كاش ميشد مرور كنم لحظه هاي بي ترديد را كاش ميشد با تو تا ستاره ها بروم وسرم را بگذارم روي شانه هاي نگاه تو كاش ميشد كه مي گشودم رنجنامه هاي دلم را برايت و قلبم را مي سرودم در پاي نگاه تو جاده ها را به دنبال هم مي دوم تا ترا كنم پيدا در آنسوي جغرافياي نگاه تو كاش ميشدم پيدا و با تو ميماندم تا كه مي رسيدم به ساحل آرام يا كه غرق ميشدم در ژرفاي نگاه تو چرا مرا به ديدة ترديد مينگري؟ يك نفس با من بخند! درين كوچه باغهايي كه نقش بسته در آن رد پاي نگاه تو مگر تو آن شور آفرين لحظه هاي تكراري كه مي خورم پيوند با معناي نگاه تو مگر تو عمق آن زخمهاي كهنه اي كه مي خورد گره با دردهاي من در هواي نگاه تو دلم تكه تكه مي رود جدا از من به اين اميد كه رسد به انتهاي نگاه تو دريغا هر چه مي دوم به دنبال تو ولي هنوز هم مانده ام در ابتداي نگاه تو!
اقدس اكبرنژاد
موضوع مطلب : [Post_Cat_Title] درباره وبلاگ با سلام به وبلاگ من خوش آمدید آرشيو وبلاگ مطالب اخير نويسندگان |
|