بسم الله الرحمن الرحیم
وبلاگ رسمی اقدس اکبرنژاد
پنج شنبه 12 مرداد 1391برچسب:اقدس اكبرنژاد,ولايت فقيه يا حكومت صالحان, :: 18:49 :: نويسنده : اقدس اکبرنژاد
بسمه تعالي ولايت فقيه يا حكومت صالحان خلاصه اي از كتاب« ولايت فقيه» برگرفته از سخنراني هاي حضرت امام (ره) در سال 1348 در نجف اشرف كه در بيروت به چاپ رسيد و پنهاني به ايران فرستاده شد و همزمان براي استفاده مسلمانان انقلابي در كشورهاي اروپايي و آمريكا و كشور پاكستان و افغانستان نيز ارسال شد. در اين كتاب انديشة تشكيل حكومت اسلامي بر اساس« ولايت فقيه» به عنوان اصلي ترين آرمان و آرزوي قيام 15 خرداد و نهضت امام خميني (ره) جلوه گر شده است. اين كتاب ثابت كرده است كه در عصر غيبت، فقيه در دو چيز حق ولايت دارد. 1- در همة اموري كه با دين و دنياي بندگان خدا ارتباط دارد. 2- در همة اموري كه پيامبر(ص) و امامان (ع) در آنها صاحب اختيارند، مگر اينكه بعضي از آنها به دليل شرعي استثنا شود. پيامبر (ص) در مقام رياست تشكيلات اجرايي و اداري جامعة مسلمانان قرار داشت. پيامبر (ص) هم به بيان قانون مي پرداخت و هم قانون را اجرا ميكرد. پس از رسول اكرم(ص) خليفه نيز همين وظيفه و مقام را داشت. اينك سؤال اينست از غيبت صغري تاكنون كه بيش از هزار سال ميگذرد آيا احكام اسلام بايد زمين ميماند و اجرا نمي شد؟ آيا قوانيني كه پيامبر(ص) براي تبليغ و اجراي آنها بيست و سه سال زحمت كشيد فقط براي مدت محدودي بود ؟ ما معتقد به« ولايت» هستيم و معتقديم كه پيغمبر اكرم (ص) بايد جانشين تعيين كند و تعيين هم كرده است. حضرت رسول (ص) خودش بيان احكام ميكرد. همة احكام را در كتابي مي نوشت و دست مردم مي داد تا عمل كنند. اين كه به ضرورت عقل لازم است. خليفه تعيين كند براي حكومت است. ما خليفه مي خواهيم تا اجراي قانون كند. قانون مجري لازم دارد. سنت و شيوة پيغمبر اكرم (ص) دليل بر لزوم تشكيل حكومت است. زيرا : اولاً خود پيامبر (ص) تشكيل حكومت داد. به اجراي قانونها و برقراري نظام هاي اسلام پرداخت به ادارة جامعه برخاست. والي به اطراف فرستاد. به قضاوت نشست. قاضي نصب كرد و هزاران كار حكومتي ديگر شبيه به اينها انجام داد. ثانياً، براي پس از خود به فرمان خدا« حاكم» تعيين كرد. و اين بدان معناست كه جكومت پس از رسول اكرم (ص) نيز لازم است. پس از رسول اكرم (ص) هيچ يك از مسلمانان در اينكه حكومت لازم است ترديد نداشت، هيچكس نگفت حكومت لازم نداريم. در ضرورت تشكيل حكومت همه هم نظر بودند، اختلاف تنها در انتخاب رئيس دولت بود. وقتيكه در زمان حضرت علي (ع) حكومت تشكيل شد، سازمان دولتي وجود داشت و اداره و اجرا هم صورت گرفت. شرايط زمامدار حكومت اسلامي زمامدار حكومت اسلامي علاوه بر دارا بودن شرايط عمومي مانند عقل و تدبير بايد دو شرط اساسي ديگر داشته باشد. اين دو شرط عبارتند از : 1- آگاهي به احكام اسلام 2- عدالت. 1- آگاهي به احكام اسلام بعد از رسول اكرم (ص) هنگامي كه بر سر جانشيني ايشان اختلاف پديد آمد، باز در اينكه جانشين بايد فاضل و عالم باشد هيچ اختلافي ايجاد نشد و اين نه تنها براي زمامداران بلكه براي همة افراد بود. با توجه به اينكه حاكم بايد از همه فاضل تر باشد، امامان ما براي امامت خودشان به همين مطلب استدلال كرده اند كه امام بايد بر ديگران عالمتر باشد. حضرت علي (ع) :« اي مردم، سزاوارترين مردم براي خلافت تواناترين و داناترين ايشان به دستورهاي خداوند است.» ( نهج البلاغه، خطبه 172 ) امام صادق (ع) : پادشاهان حاكم بر مردم اند و عالمان حاكم بر پادشاهان اند. ( بحارالانوار – ج 1 – ص 183 ) حكومت اسلامي حكومت قانون است نه خودسري و نه حكومت اشخاص بر مردم. اگر زمامدار مطالب قانوني را نداند لايق حكومت نيست زيرا اگر تقليد كند، قدرت حكومت شكسته ميشود و اگر نكند نمي تواند حاكم و مجري قانون اسلام باشد و اين مسلم است« عالمان حاكم بر پادشاهان هستند». پادشاهان اگر پيرو اسلام باشند بايد دنباله رو فقيهان باشند و قوانين و احكام را از فقيهان بپرسند و اجرا كنند. 2- زمامدار بايد عادل باشد و دامنش به گناهان آلوده نباشد. كسي كه مي خواهد قانون جزاي اسلام را اجرا كند، مأمور بيت المال و خرج و دخل مملكت شود و خداوند اختيار ادارة بندگانش را به او بدهد، بايد گناهكار نباشد. خداوند متعال به ظالم چنين اختياري نمي دهد. لايَنالُ عَهْدِ الظالمين« عهد من به ستمكاران نخواهد رسيد». ( بقره 124 ) اگر زمامدار عادل نباشد، در دادن حقوق مسلمانان، گرفتن ماليات و مصرف صحيح آن و اجراي قانون جزا، عادلانه رفتار نخواهد كرد. او نزديكان خود را بر جامعه تحميل مي كند و بيت المال مسلمانان را صرف هدفهاي شخصي و هوسراني خويش خواهد كرد. نتيجه اينكه امام بايد فاضل و عالم به احكام و قوانين و در اجراي آنها عادل باشد. اگر فرد لايقي كه داراي دو خصلت بالا باشد، به پاخاست و تشكيل حكومت داد، همان ولايتي كه حضرت رسول اكرم (ص) در امر ادارة جامعه داشت، دارا خواهد شد. بر همة مردم هم لازم است كه از او اطاعت كنند. همان اختيارها و ولايتي كه حضرت رسول (ص) و ديگر امامان (ع) در تدارك و بسيج سپاه، تعيين واليان و استانداران، گرفتن ماليات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند. وقتي مي گويم ولايتي را كه رسول اكرم (ص) و امامان داشتند بعد از غيبت، فقيه عادل دارد، براي هيچ كسي نبايد اين فكر پيدا شود كه مقام فقيهان همان مقام رسول اكرم (ص) است ؛ زيرا اينجا صحبت از مقام نيست، بلكه صحبت از وظيفه است. « ولايت» يعني حكومت و ادارة كشور و اجراي قوانين شرع مقدس. پس از ثابت شدن اين مطلب كه ولايت پيامبر اكرم (ص) و امام معصوم (ع) براي فقيه هم وجود دارد، لازم است كه فقيهان، فردي يا گروهي براي اجراي احكام اسلامي، حكومت شرعي تشكيل دهند. اين امر اگر براي كسي امكان داشته باشد، واجب عيني است و گر نه واجب كفايي است. در صورتي هم كه ممكن نباشد، ولايت از بين نمي رود. زيرا از جانب خدا منصوب شده اند. اين چنين نيست كه اگر نتوانستيم حكومت شرعي و سراسري تشكيل بدهيم، پس كنار بنشينيم. بلكه همة اموري كه مسلمانان بدان نياز دارند از وظايفي است كه حكومت اسلامي بايد عهده دار شود، هر مقدار كه مي توانيم بايد انجام دهيم. 1 - واجبي را« عيني» ميگويند كه انجام دادن آن براي تك تك ما لازم باشد و انجام دادن عده اي موجب برداشته شدن تكليف از عهدة ديگران نميشود، مانند : نماز، روزه. 2- واجبي را« كفايي» مي گويند كه اگر كسي يا كساني آن را به جا آورند از عهدة ديگران برداشته شود. مانند امر به معروف و نهي از منكر. قرآن و حكومت صالحان إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُکُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ سَميعاً بَصيراً ( نساء، آيه 58) خداوند امر فرموده است كه:« امانتها را به اهلش بدهيد و هرگاه بين مردم داوري كرديد، به عدالت داوري كنيد. خدا به آن اندرزتان ميدهد و ياد آوري تان ميكند، بي شك خدا شنواي بيناست.» عده اي به اين عقيده اند كه منظور از« امانت» همان امانت خلقي ( يعني مال مردم ) و امانت خالقي ( يعني احكام شرعي) است. مقصود از دادن امانت اينست كه احكام اسلامي را آن طور كه هستند اجرا كنند. گروه ديگري معتقدند كه مراد از« امانت» امامت است. در روايتي آمده است كه مقصود، امامان عليهم السلام هستند. خداوند در ادامة آيه مي فرمايد :« وقتيكه حاكم شديد، بر پايه عدل حكومت كنيد.» در اين قسمت از آيه، روي سخن با كساني است كه زمام امور را در دست دارند و حكومت ميكنند. وقتي بنا شد همة امور ديني، عبارت از« امانت» الهي باشد، بايد اين امانت به اهلش سپرده شود، پس حكومت نيز يكي از آنهاست. نتيجه : يعني حكومت امانتي است كه بايد به اهلش سپرده شود. حكومتي كه در آن تدارك و بسيج سپاه، تعيين واليان و استانداران، گرفتن ماليات و صرف آن در راه مصالح مسلمانان، حكومتي كه در آن اقتصاد، سياست جامعه، اخلاق، فرهنگ، هنر و همه چيز و در واقع تمام دين و دنيا و آخرت مردم در دست حكمرانان است، آنان بنا به فرمودة قرآن بايستي صالحترين افراد باشند. آيا در جمهوري اسلامي و در 33 سال پس از انقلاب، كه هر دوره حكومت و رياست جمهوريها براي خودشان طوماري از اختلاسها و دزديها و غارتها را همراه داشته اند و پرونده هاي بزرگ فساد مالي در طول تاريخ 33 سالة آن كمر مردم را از نظر اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و... شكسته اند، و اخيراً نيز حكم اعدام براي 4 نفر از متهمان اختلاس بزرگ و محكوميت دو نفر به حبس ابد و بقيه از 39 نفر كه فقط به حبسهاي 25 سال يا كمتر محكوم شده اند و آنهم فقط در يك بخش از پرونده، چگونه ميشود كه حكومت صالح ترين افراد رقم خورده باشد؟! چگونه ميشود به حكومت صالحان در نظام جمهوري اسلامي ايمان آورد و سرنوشت دين، دنيا و آخرت خود را به دست مسئولين آن سپرد؟! چگونه؟! در اين آشفته بازار صالحان چه كساني هستند ؟ حكومت صالحان چگونه تحقق يافته است و يا تحقق خواهد يافت؟! در همين حكومت اسلامي چه خونها كه ريخته شد. چه جواناني كه شهيد شدند و چه مشكلاتي كه براي مردم بوجود آمد. شكنجه ها، زندانها، جنگ تحميلي، محاصره هاي اقتصادي، بمبارانهاي شهرها و خلاصه هزاران نوع مشكلات بوجود آمد ولي ما امروز كدام ثمرة خاص را از اينهمه تلاش و زحمت به دست آورده ايم؟! كدام ثمرات را از نظر اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، اخلاقي، پر شدن شكافهاي طبقاتي، بهبود اوضاع نابسامانيها و... به دست آورده ايم؟! كداميك؟! چرا در اين امانت بزرگ خيانت شد؟! چرا؟! در اين امانتي كه شهيدان به نام «ولايت فقيه» و حكومت اسلامي و حكومت صالحان و اجراي عدالت اجتماعي به ما سپردند چرا خيانت شد؟! چرا؟! نظرات شما عزیزان:
سلام وبلاگ جالب وپرمحتوایی دارید موفق باشید
موضوع مطلب : <-CategoryName-> نويسندگان |
|