بسم الله الرحمن الرحیم
وبلاگ رسمی اقدس اکبرنژاد
بسمه تعالي وظايف دولتها و مردم ماهيت وجودي دولتها ايجاب مي كند كه آنها جامعة خودشان را به خوبي شناسايي كرده و هر فردي از جامعه را در مسير استعدادش پرورش و تربيت كنند. يعني دولتها وظيفه دارند كه تمام شرايط پيشرفت را براي همة مردم فراهم آورند. تا همة مردم در شرايط متعادل و عادلانه بتوانند استعدادهاي بالقوه خود را به بالفعل تبديل كنند. دولتها وظيفه دارند اجازه بدهند مردم آزادانه تا هر كجا كه مي توانند به تحصيلات عاليه ادامه دهند. به دانشگاه بروند و مدارج عالي را طي كنند. اما امروزه مسئولين كه قدرت مردم را با رأي هايشان تصاحب كرده اند، چون مي خواهند قدرت اعمال نفوذ و پستهاي كليدي را خود در دست داشته باشند براي رسيدن به آن پستها شرط و شروطي ميگذارند كه يكي از آنها مدارك تحصيلي برتر است. اين مدارك را خودشان با سوء استفاده از موقعيتهاي خودشان و حتي فرستادن فرزندانشان به خارج از كشور تامين مي كنند تا افراد با كفايت تر و متعهدتر از خودشان آن پستها را صاحب نشوند! و به خاطر همين، سدي به نام كنكور ميگذارند. در حاليكه كنكور از ميراث كثيف شاه است و از نظر اسلام تمام انسانها بايد تا هر كجا كه مي توانند به دنبال تحصبيل علم بروند حتي در دورترين نقاط دنيا كه در آن زمان چين بوده. تحصيل علم امروز يك سلاح است. سلاحي براي غلبه بر ناداني و باطل و بي عدالتي و زورگويي يك نوع توانايي براي گرفتن حق و حقوق اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي، علمي، اخلاقي و... اما اين سلاح در طول 33 سال پس از انقلاب و كل سالهاي قبل از انقلاب توسط مسئولين خائن و بي تعهد و مشتي فرصت طلب و اربابان زر و زور و تزوير از مردم گرفته شد و همان شيوة اجراي زمان شاه ادامه يافت. و از همان زمان شاه سدي به نام كنكور گذاشته شد تا فقط نور چشمي ها و پارتي دارها و تمام جريانها و احزاب وابسته به شاه و اطرافيانش از آن عبور كنند و در نهايت تمام دانشگاهها، وزارتخانه ها، استادان دانشگاهها و تمام پستهاي كليدي و بخصوص دانشگاهها و آموزش و پرورش در دست جريانهاي فراماسونري بود ( مراجعه شود به كتاب نفوذ فراماسونري در مديريت نهادهاي فرهنگي ايران – از انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي ) و ما مي خواستيم با انقلابمان آزاد انديشي و عدالت اسلامي و آرمانهاي اسلامي را به جامعه مان باز گردانيم. امروز 33 سال پس از انقلاب ما هنوز پشت سدهاي كنكور براي رسيدن به جامعه اي كه در آن حداقل بتوانيم به عنوان يك انسان در شرايط عادلانه تا هر كجا كه دوست داريم تحصيل كنيم و آزادانه بينديشيم و به اولين حق انساني خود برسيم محروم مانده ايم! توده هاي مردم، روستائيان نا آگاه و مستضعفان و مظلومان را بايد مسلح كرد! چگونه؟! ابتدا بايد دانش آنها را و توان عملي آنها را بالا برد. بايد به آنها باوراند كه توان هر كاري را دارند. بايد به همة دنيا باوراند كه همه نخبه اند اگر همه در شرايط متعادل و عادلانه قرار بگيرند. امروز همه بايد آزادانه و بدون سدي به نام كنكور از همه مرزهاي دانش عبور كنند و همگي در مسير باروري استعدادهايي كه خداوند متعال در وجود همة آنها به وديعه نهاده برآيند. بايد همه با هم سد همة مشكلات را بشكنند و بخصوص سد كنكور را تا بتوانند به خود باوري و خودآگاهي طبقاتي برسند و حركتهاي بعدي تكامل را يكي پس از ديگري طي كنند. اينجاست كه آنها مي فهمند حقشان يك عمر توسط دزدان و زورگويان و چپاولگران به غارت رفته است! در اين شرايط است كه همه به حقوق انساني خود خواهند رسيد و ديگر نمايندگان و وزيران و مجمع هاي تصميم گيرنده حقوقهايي با امتيازات چند هزاري براي خودشان قائل نخواهند شد! دولت بايد بداند كه او فقط وظيفه دارد به احترام آراي مردم تمام امكانات را عادلانه در اختيار تك تك افراد جامعه قرار بدهد، به تعداد تمام رأي هايي كه از مردم در هر انتخابات گرفته شده است. يك رئيس جمهور بايد بداند كه او رئيس جمهور همه مردم از فقير و غني است. بخصوص در جمهوري اسلامي و در نظام اسلامي پس از انقلاب اسلامي. رئيس جمهور بايد بداند كه او به خاطر قولي كه به مردم داده و سوگندي كه به قرآن خورده در قبال تك تك افراد جامعه و قرآن و خداوند متعال مسئول است. رئيس جمهور بايد تمام امكانات جامعه را به طور عادلانه بين مردم توزيع كند در اختيار آنها قرار بدهد. اينجا يك جامعة حيواني نيست كه هر كه زورش بيشتر باشد ديگران را پاره پاره كند! تمام امكانات بايد به طور عادلانه به دست مردم برسد. دولت وظيفه دارد در تمام زمينه هاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، اخلاقي و... با استفاده از آيات قرآني و با مشورت و نظارت صد در صد مردمي جامعه را به نقطه ايده آل اسلامي برساند. و گر نه وقتيكه مردم در بيابانهاي تنهايي و بيسوادي و فقر و كفر و نابسامانيهاي متعدد يكه و تنها رها شوند گرگها به سراغ آنها مي آيند و آنها را پاره پاره ميكنند! مردم بايد مصونيت داشته باشند. مردم بايد قدرت پيدا كنند. مردم بايد به خود آگاهي برسند تا بتوانند قدرت دفاع از حقوق خودشان را به دست بياورند. ولي امروز تمام دولتمردان و نمايندگان به جاي خدمت به مردم و آگاهي دادن به مردم و فراهم كردن شرايط عادلانه، برخورداري از امكانات زندگي و قدرت بخشيدن به آنها، آنها را در منتهاي ناداني و تاريكي و گمراهي نسبت به موقعيت هاي فكري و اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي و اخلاقي و... در جامعه قرار ميدهند. تا آنها حتي فرصت نفس كشيدن و به خود انديشيدن را هم نداشته باشند! مسئولين، مردم را در روستاهاي بي امكانات، در حاشيه هاي كلانشهر و... رها مي كنند تا آنها در منتهاي فقر و كفر هرگز به خود آگاهي طبقاتي نرسند و در هر زماني كه آقايان مسئول اراده كردند مانند روزهاي انتخابات و امثالهم از همين افراد مغلوك به عنوان حيواناتي كه فقط مي توانند رأي بدهند و با عنوان دموكراسي، بهره برداري كنند! بحث عدالت را هم مطرح نمي كنند، چون عدالت بار مبارزاتي را همراه دارد و موقعيت آنها را به خطر مي اندازد! آنها از واژة دموكراسي كه اصلاً براي اين مردم مفهوم نيست استفاده مي كنند تا آنها كه اصلاً سواد ندارند ( بيسوادي را هم خودشان شايع مي كنند تا مردم هيچ نفهمند) فكر كنند كه دموكراسي چه واژة با عظمتي است! و اينها نمي فهمند!! و نمي دانند!! و چون نمي دانند فكر مي كنند حتماً خيلي حرف بزرگي است! ديگر نمي دانند كه دموكراسي هم به خودي خودش بار بردگي و نوكري عده اي و آقايي و بهره كشي عده اي ديگر و به عبارتي بار طبقاتي را يدك مي كشد!! پس متعهدين به اسلام بايستي در آگاهي دادن توده هاي مردم تلاش كنند. اين مردم بدبخت حداقل بفهمند كه كتاب ديني شان چه فرموده و به آن عمل كنند كاريكه هرگز در طول 33 سال پس از انقلاب عملي نشده و مسئولين امور فرهنگي بايستي پاسخ خدا و پيامبر (ص) و دين و اسلام و شهدا و مردم را بدهند. اسلامي كه در آن در طول 33 سال بسياري از مسئولين خائن فقط توانستند با ايجاد مدارس و دانشگاههاي غير انتفاعي هم جيب خودشان را پر كنند و هم نور چشمي هايشان را به پستهاي كليدي برسانند و هم مردم را در ناآگاهي نسبت به موقعيت طبقاتي خودشان نگهدارند تا بتوانند بر بردگان در روستاها و حاشيه هاي كلانشهرها و فقرا و بدبختها حكومت كنند! و سرنوشت دنيا و آخرت تعيين كنند! راستي اگر ما مردم بدبخت و فقير و بي چيز نباشيم اين آقايان حق چه كساني را خواهند خورد؟! بر روي دسترنج چه كساني پايكوبي خواهند كرد؟! بر چه كساني حكومت خواهند نمود؟! بر چه كساني پادشاهي خواهند كرد و فخر خواهند فروخت؟! كاخهايشان چگونه برافراشته خواهد شد و برافراشته خواهد ماند؟! حقوقهاي چندين هزار امتيازي را چگونه دريافت خواهند كرد؟! تمام مسئولين از رياست جمهوريها، وزراء، معاونان وزرا و بخصوص نمايندگان كه خيانتهاي بزرگي بر مردم كردند همه و همه مقصرند. مردم بايد خودشان برخيزند و از حق و حقوق خودشان دفاع كنند و اين را بدانند كه هيچكس به فكر آنها نيست. مردم خودشان بايد مستقيماً در وضع قوانين و اجراي قوانين تصميم بگيرند. آنها بايد اهرم نظارت را خودشان در دست بگيرند. آيا اگر مردم خودشان نظارت مستقيم داشته باشند اين دزدان سر گردنه مي توانند به حقوق مردم تجاوز كنند؟! اگر آنها بدانند كه در صورت تخلف گردنشان زده ميشود آيا دوباره اين كارها را خواهند كرد؟! آنها از همان زمان آقاي رفسنجاني و حتي با جمله خود ايشان راجع به وجود امنيت در جامعه در واقع مي خواستند كه يك حاشية امني را براي خودشان بوجود بياورند! كه آوردند! تمام دزديها و غارتگريها از همان زمان آقاي رفسنجاني در همان حاشية امن بوجود آمد و پي ريزي شد. و حالا اين مردم هستند كه بايد اين حاشيه هاي امن غارت و چپاول را در هم بكوبند و با تفكر انقلابي قرآن و اسلام حكومت مستضعفين را در روي زمين به دست بگيرند و به وعده هاي نوراني قرآن جامة عمل بپوشانند و با تلاش و مبارزه در راه آرمانهاي اسلام زمينة ظهور را براي ياري آقا امام زمان (عج) فراهم آوردند. نه اينكه دست روي دست بگذارند، بنشينند و در و ديوار را نگاه كنند و هر ظلمي را بپذيرند منتظر باشند تا روزي كه معلوم نيست كي است امام زمانشان از راه برسد و آنها را نجات بدهد! جامعه اي مملو از بي عدالتي و ظلم و فساد و فحشاء و اعتياد و فقر و فلاكت و بي بند و باري و... بوجود بيايد كه هيچ زمينة ظهور در آن جريان نداشته باشد و امام تشريف بياورند و اشرار او را هم از بين بزند! اگر قرار باشد كه جامعه به اوج فساد و تباهي برسد تا آقا ظهور كند پس ما چرا انقلاب كرديم. 33 سال فساد را گسترش ميداديم تا در اوج فساد امام زمان (عج) ظهور كند! پس چرا انقلاب كرديم؟! پس چرا خواستيم انسان سازي و جامعه سازي كنيم؟! رواج اين انديشه براي بي تحركي مردم و سكوت و تسليم مردم در برابر ظلم با توجيه ظهور آقا امام زمان (عج) به خاطر آن انجام ميشود كه مردم همچنان در نا آگاهي باقي بمانند و در اين تفكر سير كنند كه بألاخره امام زمان (عج) ميآيد و كارها را در درست ميكند پس هيچ كاري از دست ما بر نمي آيد. در نتيجه همين سكوت و خانه نشيني و پذيرفتن وضع موجود در واقع همان امنيتي است كه آقايان به دنبال آن هستند! آنها نمي خواهند آرامشي را كه در آن به غارت و چپاول مردم قد علم كرده اند به هم بريزد! در واقع منافع آنها به خطر بيفتد! پس در اينجا ظهور آقا زمان (عج) هم توجيهي براي دزديها و غارتگريها و زورگوييها و ذبح اسلام و دين است و توجيهي براي عدم آگاهي و عدم حركت مردم براي اجراي عدالت و رسيدن مردم به حقوق انساني و اجتماعي و ديني و انقلابي خودشان! ما معتقديم كه بايد زمينة ظهور فراهم شود. زمينة ظهور با مبارزه خودمان و طبق دستورات اسلام فراهم ميشود. ما بايد خودمان مبارزه كنيم و مشكلات را حل كنيم و فضا را براي ورود مقدم مبارك آقا امام زمانمان (عج) فراهم آوريم و به استقبال او براي تشكيل يك حكومت عدالت محور جهاني برويم كه در آن امام زمان (عج) بتواند آرمانهاي اسلامي را كه تاكنون پياده نشده پياده كند و اِلّا در يك جامعة مرده و بي تحرك و بي خاصيت كه در آن جانوراني حكومت مي كنند و عده اي هم مثل حيوانات بي زبان در سطح زمين جاري هستند و هيچ كاري از دستشان بر نمي آيد امام زمان (عج) چه كار مي تواند بكند ؟! ما بايد بدانيم كه همة ترفندهاي دولتمردان براي كور ماندن مردم، براي كودن ماندن مردم و يا بي خيال و بي توجه بودن به حق قانوني آنها است. دولتمردان در واقع مردم را از برخورداري از امكانات جامعه كه حق مسلم آنهاست، محروم مي كنند و تحصيلات عاليه و آزاد انديشي يعني در واقع آگاهي مبارزه را از مردم ميگيرند! سلاح دفاع را از دست مردم ميگيرند. زيرا منافع ايشان اينگونه ايجاب ميكند! آنها سلاح علم و ايمان را از دست مردم ميگيرند تا مردم توان و قدرت مقابلة با آنها را نداشته باشند تا آن آقايان بتوانند تمام منابع و امكانات را و به طور خلاصه انقلاب را به نفع خودشان و باندها و جناحها و... خودشان مصادره كنند! ما بايد علم و ايمانمان را از سيطرة سلطه طلبان حاكم در آوريم! امروز روستاها را بايد مسلح به ايمان و علم كرد. البته همه توده هاي مردم و همة اقشار مردم را بايد مسلح كرد. مسلح به ايمان و علم! يعني اولاً دين را به آنها بشناسانيم 2- علم آنها را در تمام زمينه ها به اوج برسانيم. آنها بايد باور كنند كه خيلي قوي هستند آنها بايد ياد بگيرند كه چگونه بر دزديها نظارت كنند تا جلوي آنها را بگيرند. مردم خودشان بايد حركت كنند. خودشان تصميم بگيرند خودشان عمل كنند و خودشان نظارت كنند. تا ثابت شود كه اولاً همه انسانها داراي استعداد هستند و ثانياً همة استعدادها متفاوت است و به قول خودشان هيچ پنج انگشت مثل هم نيستند. ما هم همين را مي گوييم. يكي مهندس ميشود يكي اديب يكي پزشك يكي معلم ولي همه داراي استعداد هستند و اين استعداد بايد از قوه به فعل درآيد و اين وظيفه دولتهاست و آنها در اين رسالت بزرگ همواره كوتاهي و خيانت كرده اند! ثالثاً در شرايط و امكانات متعادل و عادلانه همه نابغه هستند و همه نخبه اند اگر همة استعدادها از قوه به فعل در آيد! بعد رابعاً همه به اشتغال و درآمدهاي تقريباً مساوي مي رسند. در اينصورت است كه ديگر رئيس و مرئوس نداريم. ديگر دولتمردان كارشان اين نميشود تا يكديگر را كله پا كنند! و همه بر سر نماينده شدن و رئيس جمهور شدن دعوا كنند! از سويي ديگر مسئولين بايد جوابگوي تمام بدبختي هاي جامعه از آغاز انقلاب تاكنون باشند. مردم بايد آنها را محاكمه كنند! و در خاتمه بايد گفت: مهم اينست كه ظهور آقا امام زمان (عج) در زندگي امروزي ما چه نقشي دارد ؟ آيا من در برابر ظلم بايد سكوت كنم يا بايد اسلحه به دست بگيرم و مبارزه كنم. سلاح از هر نوع يا فرهنگي يا غير آن. بالاخره بايد تاثير ظهور و حضور آقا امام زمان (عج) در زندگي امروزي من و در دنيا و آخرت من نمايان و مشخص باشد من بايد بدانم كه چه بايد بكنم؟!راهكار براي رسيدن به زندگي موفقيت آميز و انساني و ايماني من در دنيا و آخرت چيست؟ من چگونه به سعادت دنيوي و اخروي خود مي رسم. اين مهم است. آيا ما امروز بايد مثل زمان شاه با زور حقمان را بگيريم و عدالت را اجرا كنيم! يا ساكت و خاموش بنشينيم تا اين آقايان هر چه مي خواهند بر سرمان بياوريد و زندگي دنيوي و اخروي ما را تباه كنند و بعد بگويند كه آقا مي آيد و شما را نجات ميدهد؟! كداميك؟! معلوم نيست ما چند سال بايد صبر كنيم تا عدالت اسلامي و اجتماعي در جمهوري اسلامي پياده شود! مطلب ديگري كه امروز از نظر من به عنوان انساني كه در جامعة امروز زندگي مي كنم و پاسخگوي دنياي آخرت خودم هستم و برايم مهم است اينست كه من امروز چقدر بر حق و حقوق خودم آگاهم و به آن مي رسم. و آيا وقتيكه در فقر و كفر از دنيا مي روم، چه كسي پاسخگوي اعمال من در جهان آخرت است؟! خودم؟! جامعه؟! مسئولين؟! و... نميدانم اين بايد براي من روشن شود. من بايد وضع امروز خودم را به عنوان يك انسان مشخص كنم. تمام لحظه هاي زندگي من به عنوان كسي كه يك مسلمان است از نظر دينم دارد ثبت و ضبط ميشود. پس من امروز وظيفه دارم از دينم از اسلامم، از آرمانهايم دفاع كنم. من بايد امروز را معيار ارزشيابي خودم و مبارزه خودم و حق خواهي خودم و عدالت طلبي خودم قرار دهم و مطابق با آن با عوامل مانع مبارزه كنم و حقم را بگيرم. يعني دنيا و آخرت خودم را نجات بدهم. به اميد ظهور آقايمان و تلاشهاي بي وقفه خودمان در روستاي باروري يك جامعة متكامل اسلامي. نظرات شما عزیزان: موضوع مطلب : <-CategoryName-> نويسندگان |
|