بسم الله الرحمن الرحیم
وبلاگ رسمی اقدس اکبرنژاد
جمعه 5 آبان 1391برچسب:, :: 20:33 :: نويسنده : اقدس اکبرنژاد عشق دکتر شریعتی به دعای عرفات! دكتر علی شریعتی: اگر به فرض كه هیچ دلیلی بر حقانیت و صلاحیت امام حسین(ع) نباشد، بعد آدم یك بار دعای عرفه بخواند، میشود به «حسین» ایمان نیاورد؟ نشناسدش؟ عاشقش نشود؟ دیوانهاش نشود؟ آیا چنین چیزی امكان دارد؟ «حمد و سپاس خدایی را سزاست كه تیر حتمی قضایش را هیچ سپری نمیشكند و لطف و محبت و هدایتش را هیچ مانعی باز نمیدارد و هیچ آفریدهای به پای شباهت مخلوقات او نمیرسد ... جهل و نادانی من و عصیان و گستاخی من، تو را باز نداشت از اینكه راهنماییام كنی به سوی صراط قربتت و موفقم گردانی به آنچه رضا و خشنودی توست. پس هرگاه كه تو را خواندم، پاسخم گفتی؛ هرچه از تو خواستم، عنایتم فرمودی؛هرگاه اطاعتت كردم، قدردانی و تشكر كردی؛ و هر زمان كه شكرت را بر جا آوردم، بر نعمتهایم افزودی؛ و اینها همه چیست؟ جز نعمت تمام و كمال و احسان بی پایان تو!؟ ...من كدام یك از نعمتهای تو را میتوانم بشمارم یا حتی به یاد آورم و به خاطر بسپارم؟ ... خدایا! الطاف خفیهات و مهربانیهای پنهانیات بیشتر و پیشتر از نعمتهای آشكار توست ... خدایا! من را آزرمناك خویش قرار ده آنسان كه انگار میبینمت. من را آنگونه حیامند كن كه گویی حضور عزیزت را احساس میكنم. خدایا! من را با تقوای خودت سعادتمند گردان و با مركب نافرمانیات به وادی شقاوت و بدبختیام مكشان.در قضایت خیرم را بخواه و قدرت بركاتت را بر من فروریز تا آنجا كه تأخیر را در تعجیلهای تو و تعجیل را در تأخیرهای تو نپسندم. آنچه را كه پیش میاندازی دلم هوای تاخیرش را نكند و آنچه را كه بازپس مینهی من را به شكوه و گلایه نكشاند ... پروردگار من! ... من را از هول و هراسهای دنیا و غم و اندوههای آخرت، رهایی ببخش و من را از شر آنان كه در زمین ستم میكنند در امان بدار ... خدایا! به كه واگذارم میكنی؟ به سوی كه میفرستیام؟ به سوی آشنایان و نزدیكان؟ تا از من ببرند و روی بگردانند؛ یا به سوی غریبان و غریبهگان تا گره در ابرو بیافكنند و مرا از خویش برانند؟ یا به سوی آنان كه ضعف مرا میخواهند و خواریام را طلب میكنند؟ ... من به سوی دیگران دست دراز كنم؟ در حالی كه خدای من تویی و تویی كارساز و زمامدار من. .. ای توشه و توان سختیهایم! ای همدم تنهاییهایم! ای فریادرس غمها و غصههایم! ای ولی نعمتهایم! ... ای پشت و پناهم در هجوم بیرحم مشكلات! ای مونس و مأمن و یاورم در كنج عزلت و تنهایی و بیكسی! ای تنها امید و پناهگاهم در محاصره اندوه و غربت و خستگی! ای كسی كه هر چه دارم از توست و از كرامت بیانتهای تو! ... تو پناهگاه منی؛ تو كهف منی؛ تو مأمن منی؛ وقتی كه راهها و مذهبها با همه فراخیشان مرا به عجز میكشانند و زمین با همه وسعتش، بر من تنگی میكند، و ... اگر نبود رحمت تو، بیتردید من از هلاكشدگان بودم و اگر نبود محبت تو، بیشك سقوط و نابودی تنها پیشروی من میشد ... ای زنده! ای معنای حیات؛ زمانی كه هیچ زندهای در وجود نبوده است. ای آنكه: با خوبی و احسانش خود را به من نشان داد و من با بدیها و عصیانم، در مقابلش ظاهر شدم. ای آنكه: در بیماری خواندمش و شفایم داد؛ در جهل خواندمش و شناختم عنایت كرد؛ در تنهایی صدایش كردم و جمعیتم بخشید؛ در غربت طلبیدمش و به وطن بازم گرداند؛ در فقر خواستمش و غنایم بخشید. من آنم كه بدی كردم من آنم كه گناه كردم. من آنم كه به بدی همت گماشتم. من آنم كه در جهالت غوطهور شدم. من آنم كه غفلت كردم. من آنم كه پیمان بستم و شكستم. من آنم كه بدعهدی كردم و ... موضوع مطلب : <-CategoryName-> نويسندگان |
|