بسم الله الرحمن الرحیم
وبلاگ رسمی اقدس اکبرنژاد
پشت پرچين شب يكنفر مي زند فرياد يكنفر كه گم شده در سكوت و يا در پيچش رقص يك گردباد يكنفر دارد غرق ميشود در امواج اندوه بيكران ! روز را گم كرده او در آغوش موجهاي تيره دارد ميسپارد جان ! تو نجات غريق اين باديه اي ! با فانوس دلت راه را بگشا ! از چه درتر ديدي ؟! تا آن نقطه نور راهي نيست ! شب را بشكن جاده را روشن كن يك جرقه بزن آنگاه با نگاهت ! همه را پيدا كن ! اينهمه گمشده در شهر كه سرگردانند! اين ثانيه هاي گذرا نشانگر رويش يك فرياد است نقطة اوج همان خيزش نا آرام است يك نگاه برخيز و بتاب به اندازة يك خنديدن ! اي طلوع مهربان و تمام سايه هاي تيره را خراب كن و با نگاه پر طراوتت تمام خنده هاي تلخ را تو آب كن ! ثواب كن ! ثواب كن! اقدس اكبرنژاد نظرات شما عزیزان: موضوع مطلب : <-CategoryName-> نويسندگان |
|