بسم الله الرحمن الرحیم
وبلاگ رسمی اقدس اکبرنژاد
بسمه تعالي پروژه هاي شيطاني
دنيا همواره حركت هاي انقلابي توده هاي مردم را جهت نابودي ظلم تجربه كرده است در حاليكه حكومت ها و فرمانروايي ها اغلب در دست جلادان و چپاولگران و ديكتاتورها بوده و مردم عملاً هرگز در ادارة امور سرزمينشان قدرت نداشته و ندارند و نظارت هم ندارند ! در هر دوره اي رهبران با ويژگي هاي خاص خودشان كه مي خواستند مقبول مردم باشند و رأي بياورند مطرح شده اند . گاه خودشان را از مبارزان و گاه با نام صالحان و در جمهوري اسلامي نيز حاكمان هم با نام مبارزان و هم با نام اسلام و حكومت صالحان خودشان را بر تودة مردم انقلابي تحميل كرده اند ! سردمداران در طول سالهاي عبور از آغاز انقلاب تدريجاً جايگاه خودشان را مستحكم تر كرده و قوانين را به نفع خودشان با اضافه نمودن برخي بندها و تبصره ها و ماده ها و . . . تحريف كرده اند ! و بهره برداري لازم را از آن نموده اند ! و بهره كشي هاي بينهايتي را نيز به نفع خود و خانواده و حزب و باند و جناح خودشان كرده اند ! آنها در طول سالهاي پس از انقلاب با تشكيل احزاب و باندها و جناحها خودشان را تقويت كرده و مردم را در راستاي اهداف شيطانيشان گله وار كشيده اند ! اين تعبير كه تودة مردم گله و گوسفندند در بيان جامعه شناسان غربي آمده است و ورود اين واژه در جامعه شناسي جهاني از همين جا ناشي ميشود كه اصولاً تودة مردم همواره به صورت گله به دنبال اميال مشتي افراد كه البته خود آنها هم ازجنس خود همين گله ها بوده اند راه افتاده اند ! و صد البته خود آن آقايان طبق نظرية جناب ارسطو خودشان را آقا و ديگران را برده و نوكر مي دانند ! و بردگان يا همان تودة مردم و يا همان گله ها و رمه ها همواره مورد بهره كشي اين آقايان قرار گرفته و قرار ميگيرند ! افراد زيرك و دزد و دغل باز و به اصطلاح سياستمدار در طول دورانها توانسته اند ايمان مردم را در هر دوره به نام ارزشهاي حاكم همان دوره با ترفندهاي خاص بدزدند و حاكميت خود را بر جهان برقرار نگهدارند . همين آمريكا ، شيطان بزرگ را نگاه كنيد و اروپا شيطان هم شأن او را نيز ! و بعد هم به همة كشورها تك تك نظر بيندازيد و حاكمان را بنگريد . در طول تاريخ هميشه توده هاي مردم كه از ظلم و ستم ديكتاتورها و جلادان روزگارشان به تنگ آمده اند ، در يك اتحاد هماهنگ توانسته اند تمام آن قدرتها را به نابودي بكشانند. امّا هميشه يك عده فرصت طلب تمام رنجها و زحمات آن تودة مظلوم و زحمتكش را از دست آنها ربوده و در هر دوره زيركانه به نام همان ارزشهايي كه مردم به دنبال آن بوده اند ، خودشان را حامي آن ارزشها جا زده و انقلاب و ارزشها را تصاحب كرده اند! مثلاً در نظام سوسياليستي به نام سوسياليسم ، در نظام كاپيتاليستي يا سرمايه داري به نام كاپيتاليسم و در نظام اسلامي به نام اسلام. آنها در واقع چيزي فراتر از جنس همين تودة مردم نبوده اند ، فقط رأي ها و قدرت مردم است كه به آنها منتقل شده و آنها را قدرتمند كرده و آنها را مغرور و گستاخ و سركش نموده و آنها را به خودكامگي كشانده ! و اِلّا آن جايگاه دروغيني كه آنها به نا حق تصاحب كرده اند جز قدرت رأي ها و قدرتهاي مردم چيز ديگري نيست كه اگر روزي مردم آن رأي ها و قدرتهاي خودشان را از آنها بگيرند ، آنها ديگر هيچ چيز نيستند ! هيچ چيز ! و همه اين امور نشأت گرفته از تفكرات شيطاني هزاران سالة جهان استعماري غرب است ، و همچنين همة دولتهايي كه در طول تاريخ حيات انسانها همواره به بهره كشي از آنها پرداخته اند! هر زماني كه تودة مردم به هر نحوي تدريجاً نظارت خود را از مسئولين بر مي دارند ، آنها در امنيتي كه به هر طريق براي خودشان بوجود ميآورند، خودشان را قدرتمدار احساس كرده و ديكتاتور مآبانه هر كاري كه مي خواهند انجام ميدهند . آنها حتي قوانين را در زير چكمه هايشان له مي كنند و انسانها را له مي كنند و ارزشها را له مي كنند و در جمهوري اسلامي هم ما مي بينيم همان راههايي را كه خود غرب دنبال مي كند در ايران اسلامي نيز دنبال و اجرا ميشود ! توده مردم بايد با قيام اسلامي عليه تمام ارزشهاي حاكم غير اسلامي بر خيزند و با گوشمالي مسئولين بي تعهد و بي دين در لباس دين ، آنها را تنبيه كنند و جواب گستاخي ها و ظلم هاي آنها را بدهند . شيوة قدرتمند شدن زورمداران اينگونه است كه آنان ابتدا تشكيل حزب ميدهند . اين حزبها و باندها و جناحها ابتدا به نام اسلام شكل ميگيرد ! ولي پس از مدتي تمام قدرت مردم در دست احزاب بنام ارادة احزاب تغيير ماهيت مي يابد ! آنان با تشكيل احزاب و كسب قدرتهاي مافيايي حاكميت تفكرات اقتصادي ، اجتماعي ، فرهنگي و . . . را با قدرت رأي هاي مردم در دست ميگيرند و تمام دسترنج مردم را در تمام زمينه ها به يغما ميبرند . اينست كه ما مي بينيم همين اتفاقاتي كه در دنياي غرب راجع به احزاب اتفاق مي افتد در كشور اسلامي ما نيز اتفاق مي افتد! انگار كه اسلام همان نظام سرمايه داري غرب است !! در اينگونه نظامات و حكومتها در واقع مردم فقط در انتخابات رأي مي دهند و قدرتهاي خودشان را به ديگران واگذار مي كنند اينطور نيست كه مردم در سرنوشت خودشان دخالت داشته باشند مثل حكومت جمهوري اسلامي خودمان كه ما فقط رأي ميدهيم و اِلّا مسئولين ما هر كاري كه خودشان بخواهند انجام ميدهند . مثلاً آنها حتي خانه هاي ما را بر سرمان خراب مي كنند به عنوان توسعه و ما هيچ اعتراضي نمي توانيم بكنيم تا چه رسد به اينكه در تدوين قوانين و اجراي قوانين و نظارت بر قوانين شركت داشته باشيم!! مثل همه انتخاباتي كه در دنيا انجام مي پذيرد، مردم عملاً هيچ دخالتي ندارند . در كل دنيا مردم گله وار فقط مي روند رأي هاي مظلوم خود را در صندوقها مي اندازند و گر نه مردم نه در اجرائيات دخالت دارند و نه در نظارت. آنها در هيچ چيز دخالت ندارند و سرنوشت آنها به گونه اي كه جريانهاي مافيايي حاكم كه رأي هاي آنها را دزديده اند رقم مي خورد ! در هر انتخاباتي ميگويند حضور مردم و دخالت مردم در سرنوشتشان ، ولي هرگز اينطور نيست . آنها پس از جمع كردن رأي هاي مردم هر جور كه دلشان بخواهد با مردم رفتار مي كنند . مردم، خودكامگان ، گردنكشان و زورمندان و قلدران را براي آقايي خودشان و خودشان را هم براي نوكري آنها ! و آنها پس از روي كار آمدن اهداف شيطاني خودشان را پياده ميكنند ! امروز ثابت شده است كه مردم نبايد رأي هايشان را به ديگران بدهند . مردم نبايد قدرت ، شرف ، حيات ، مرگ و سرنوشت دنيا و آخرت خود را به دست مشتي شيطان پرست بدهند كه هم دنياي خود را نابود كنند و هم آخرت خود را ! مردم بايد ارزش رأي هاي خودشان را بدانند و براي رأي هايشان بسيار قيمت قائل شوند . زيرا سردمداران با همين رأي ها سر مردم را ميبرند ! جنگلهاي لويزان با همين رأي ها قتل عام ميشود ! خانه هاي مردم با همين رأي ها به عنوان توسعه و به نام بزرگراه امام علي (ع) به سر مردم ويران ميشود و هزاران نفر مثل بردگان عصر دقيانوس در زير چرخ توسعه تكه تكه ميشوند و جان ميسپارند ! روستاها در فقر جان ميدهند! ميليونها بيكار و معتاد و فقير و كارتن خواب و افراديكه از فقر اعضاي بدنشان را مي فروشند و غارت ميليونها فقير ديگر همه و همه فقط به خاطر اينست كه ما رأي هايمان را به جلاداني مثل قاليباف ها و تمام اعوان و انصار آنها از سران فتنه گرفته تا بسياري از مجلسيان و دولتمردان در هر عصر و دوره داده ايم ! ما چرا بايد اينقدر احمق باشيم كه خودمان را تا حد يك برده و حتي پايين تر از يك برده كوچك كنيم و آن جلادان را به عنوان آقايان خود انتخاب كنيم !! پس از چنگ اندازي به گلوگاههاي اقتصادي تمام كانالهاي قدرت را در زمينه هاي مختلف در دست ميگيرند . مثل دانشگاهها ، مدارس و تمام مراكز علمي ! چون علم قدرت است . دانايي قدرت است سپس اين دانايي را و علم را با دزدي ايمان مردم و افكار مردم براي خودشان تصاحب ميكنند ! در حالي كه ما وقتي انقلاب كرديم در جامعة آغاز انقلابمان از نظر كسب مدارج عالي يكسان بوديم . همه ما ، تمام جوانان ما و مردم ما از زمان حكومت آقاي هاشمي تحصيلات بدون سد كنكور را طلبكار هستيم در حالي كه ايشان نه تنها آزاد انديشي ما و حضور آزادنة ما و تحصيلات بدون مرز بنديهاي ما را به زنجير كشيدند ، بلكه دانشگاه آزاد را هم جزء ميراث لاينفك خودشان و فرزندانشان دانستند!! عامل اصلي تمام افتها و عقب ماندگيهاي ما در تحصيلات ، بي كفايتي و عدم برنامه ريزي صحيح اسلامي و انقلابي از زمان حكومت آقاي رفسنجاني بود. چون يكي از خواسته هاي ملت در انقلاب برخورداري از تحصيلات آزاد در تمام مقاطع بود . ما انقلاب كرديم تا در هر مقطعي و تا هر كجا كه خواستيم و در هر رشته اي كه خواستيم آزادانه ادامة تحصيل بدهيم و استعدادهاي ذاتي خود را از قوه به فعل در آوريم . ما امروز سهم دكتراها و فوق تخصص هايمان را از آغاز انقلاب تا همين امروز از تمام دولتها و مجلس و تمام مسئولين طلبكاريم . ما به اندازة تمام عقب افتادگيهاي علمي ، فرهنگي ، اقتصادي ، اجتماعي و . . . از تمام دولتها و مسئولين طلبكاريم و همه بايد پاسخگوي تمام خيانتها و بي كفايتي هايشان باشند. همان آقايان با كسب مدارك علمي بالا ، كه خودمان از ابتداي انقلاب شاهد به دست آوردن آن در سطوح مديران ردة بالاي نظام بوديم ، در حفظ و ارتقاء پستها ، خودشان را قدرتمند تر كردند و اين قدرت همچنان در دست آنها به عنوان حربه اي براي حضور نور چشمي ها و فرزندانشان در پستهاي كليدي باقي ماند. و چون خودشان مسئوليت ها و قدرت را در دست داشتند كسي نتوانست اعتراض كند . اين باند قدرت از همان ابتدا در تمام جامعة اسلامي ما نفوذ كرد و نور چشمي ها و فرزندان آنها در بين دولتمردان و نمايندگان مجلس و مجمع تشخيص مصلحت و تمام ارگانها و ادارات و بانكها و ساير مراكز قدرت توانستند در سطوح بالاي علمي و حتي تحصيل در خارج و با رأي هاي مردم ولي به نام پدران خودشان و تحصيلات عاليه شان در پستهاي كليدي راه يابند و مردم در فقر و بي چيزي و بي دانشي در لايه هاي متفاوت و قشرهاي متفاوت ، جامعة آسيب پذير روزگار پس از انقلاب را بوجود بياورند . در نتيجه حاكميت در علم و اقتصاد و فرهنگ و سياست و . . . و خلاصه همة قدرت در دست خودشان باقي ماند. در اقتصاد نيز همة اموال مصادره شد . كارخانه ها ، نفت ، گاز ، صنايع ، معادن و . . . همه در دست خودشان باقي ماند . ديگران يا شهيد شدند و يا فقير و بدبخت بودند كه به كنج خانه هايشان خزيدند و حتي رأي هاي خودشان را هم صاحب نشدند ! آنها فقط در زندانهاي شاه شكنجه ديدند و يا در جبهه ها شهيد و معلول و جانباز و يا موجي و ديوانه و . . . شدند و به گوشه اي پرتاب شدند و در رنجهاي خود غوطه خوردند . و كسي هم حالشان را نپرسيد. آري اين سرگذشت يك انقلاب سترگ مردمي بود كه توسط مسئولاني خائن آنچنان سيلي هايي بر گونه اش نواخته شد كه هرگز نتوانست قامت راست كند و نفس بكشد، تا جايي كه امروز آزادانه و گستاخانه حتي خانه هاي مردم را به بهانة توسعه بر روي سرشان خراب ميكنند و هيچكس جرأت نفس كشيدن هم ندارد ! مردم در اغاز انقلاب با اهداف بلند اسلامي شان و اتحادشان و دادن هزاران شهيد همة امكانات جامعه را صاحب شدند . مردم مي خواستند با ايجاد يك حكومت اسلامي و با عنوان حكومت صالحان مثل حكومت پيامبر(ص) در صدر اسلام و حكومت امامان ، در راستاي اهداف انسان گرايانة اسلام ، امكانات را به تمام مردم برسانند و تمام مردم را از مواهب حكومت اسلامي و جمهوري اسلامي مثل ثروت ، اقتصاد ، دانش ، علم ، فرهنگ ، هنر ، انديشه ، اخلاق و . . . و هر چيز ديگر اسلامي بهره مند سازند . ولي شياطين با نفوذ در انقلاب اسلامي خواستند كه اسلام را ناكارآمد به دنيا معرفي كنند و با دور كردن مردم از صحنه واقعي انقلاب و لگدمال كردن اهداف اسلام و قرآن و انقلاب ، راه را براي حضور شياطين باز كنند و فضا را مهيا سازند. امروز نمادهاي شيطان پرستي در شوراهاي اسلامي و شهرداري كلانشهرهايي مثل تهران و حتي ساير شهرهاي كوچكتر نشانگر اشاعة تفكر شيطان پرستي در قلب جمهوري اسلامي و نظام طبقاتي و سرمايه داري غرب است . و اين تفكر امروز بادست همين شياطين و جلادان حاكم به عنوان سردمداران و آغازگران فتنة 88 و يا حاكميت افرادي مثل قاليبافها كه انقلاب و اسلام و انسانيت را در زير چرخهاي توسعه لگدمال مي كنند و ميليونها نفر را به غارت كشيده و مظلومانه سر ميبرند اشاعه يافته است . جلاداني كه نه تنها به جنگلهايي مثل لويزان رحم نمي كنند بلكه هزاران خانه را بر روي ميليونها تن خراب مي كنند و از كنار اينهمه احساس و دسترنج و از كنار خانه هاي ويران شدة مردم به راحتي مي گذرند ! شما يك ذره فكر كنيد آيا جانوران هم اينگونه جنايات را در طول حيات خودشان مرتكب شده اند ؟! اين قلبهاي سنگي اگر واقعاً امروز امام حسين (ع) هم حضور داشت سرش را نمي بريدند ؟! اينها همانند كه قرآن كريم مي فرمايد قَسَتْ قلوبهم اينها همانهايي هستند كه دلهاشان از جنايات فراوان مثل سنگ شده است بلكه از سنگ هم سخت تر ! اينها كساني هستند كه مثل چنگيزها و آتيلاها از ويران كردن خانه هاي مردم و آوارگي ميليونها نفر ، از قتل عام درختان تا آدمها لذت ميبرند !! مگر خون آشامان اينگونه نيستند ؟! همينها هستند كه خواستهاي شيطاني اربابان حاكم غربي خودشان را پياده مي كنند . به نام اسلام !! در اسلامي كه تو اگر يك آجر از ديوار خانة كي را بشكني بايد مثل آن را تهيه كني و سرجايش بگذاري ؛ حالا ، ميليونها خانه را و احساس را و سنگرهاي مقاومت را و تمام خاطرات ايستادگي را ، تمام ارزشها را ، تمام انقلاب را و . . . با پيشرفته ترين تشكيلات ، در چند ثانيه در هم مي كوبند و هيچكس جرأت اعتراض ندارد ! دهها نفر از غصه سكته مي كنند ! هزاران نفر رواني وديوانه ميشوند ! ميليونها نفر آواره و سرگردان ! اين جلادان ، اين شوراي شهر و شهرداري شيطاني تهران به كجا ميروند ؟! بعد به اين نوع حكومت ميگويند حاكميت مردم !! كدام حاكميت ؟!! كدام مردم ؟!! كدام قوانين ؟!! اقتصاد را خودشان در دست گرفتند و سر بريدند ! ما 33 سال پس از انقلاب هنوز دنبال بانكداري اسلامي مي دويم !! دانشگاهها و علم و قدرت را خودشان در دست گرفتند و سر بريدند و ما هنوز هم در پشت سدهاي كنكور جا مانده ايم و يا از فقر نتوانسته ايم ادامة تحصيل بدهيم و جان داده ايم !! فرهنگ غربي با تمام نمادهايش عرض اندام كرده و ارزشهايمان را به سخره گرفته است !! اخلاق غربي حاكميت يافته !! اخلاق اسلامي را سر بريده اند !! تمام و تمام اين واقعيتها نشان ميدهد كه مردم هيچ قيمتي ندارند فقط رأي هايشان مهم است كه آنهم در جيب غارتگران و شياطين است ! حرفهاي مردم هيچ خريدار ندارد. مردم نه قدرت تصويب قوانين را دارند و نه قدرت اجرايي دارند و نه قدرت نظارت !! ولي جالبتر اينكه در فتنه 88 قدرتها خودشان عليه مردم قيام كردند . اربابان و قدرتمندان راست و چپ فتنة 88 مردم را وارد صحنه كردند تا دوباره مردم را به نفع خودشان در مقابل هم قرار بدهند و بهره برداري جديد به نفع طبقه حاكم و ذبح مجدد اسلام انجام پذيرد ، و دوباره مردم قرباني شوند !! جنگ بين دو قدرت به اصطلاح چپ و راست ، دو قدرت حاكم در جامعه ، و به نام اسلام ! دوباره مردم به عنوان بازيچه اي به صحنه كشيده شدند و قدرت نمايي جديد براي حفظ قدرت انجام شد !! يعني جنگ براي حفظ قدرت نه كسب قدرت !! يعني آنهايي كه 33 سال مردم را چاپيده بودند باز همچنان در قدرت باقي بمانند !! كه ماندند!! آنها ماندند براي رسيدن به قدرت نه براي خدمت به مردم ! زيرا هيچكدام از اين آقاياني كه در طول 33 سال پس از انقلاب زمام امور را در دست داشتند براي مردم كاري نكردند . تمام تلاشها براي اين بود كه صحنه اي جديد ايجاد شود و مردم به تماشاي آن مشغول شوند و سرگرم يك بازي جديد بشوند ! و آن آقايان در پستهايشان مستحكم تر شوند !! و جالبتر اينكه نهايت اين جنگ داخلي به آنجا انجاميد كه هر دو قدرت چپ و راست محكم در پستهايشان برقرار ماندند سرانجام معلوم نشد چه كسي حق بود و چه كسي باطل ؟!! چه كسي بايد مي رفت و چه كسي بايد ميماند ؟!! و هر دو ماندند !! و سرانجام هم اين مردم بودند كه سيلي خوردند و سر جايشان نشستند !! و دوباره انتخابها انجام شد و دوباره مردم گله وار رأي هايشان را يا فروختند و يا خودشان با دستهاي خودشان رأي هايشان را تقديم آقايان كردند !! و آمدند و سرجايشان نشستند تا روزي كه امام زمان (عج) بيايد و آنها را نجات بدهد ! در حالي كه قرآن ميفرمايد : ان الله لايغيرما بقوم حتي يغرو ما بانفسهم . خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نميدهد مگر اينكه آنها خودشان سرنوشت خودشان را تغيير بدهند ! ما بايد خودمان به فكر چارة بدبختيهاي خودمان باشيم. حاكميت توده ها يك فريب بزرگ است . آيا اين حاكميت مردم است كه قاليباف خانه هاي مردم را بر روي سرشان خراب ميكند و مردم را آواره و دربدر مي كند . همان خانه هايي كه مردم با هزاران زحمت و هزاران دوندگي و هزاران خون دل خوردن و هزاران وام بانكي و قرض از بانك و غير بانك و دادن بهره هاي كلان به بانكداران و سرمايه داران ، صاحب شده بودند و حالا در مدت چند دقيقه در مقابل چشمان مبهوت روزگار و مردم و صاحبان خانه ها فرو مي ريزند !! اين كجايش عدالت اسلامي است ؟! اين كجايش قانون است ؟! اين اجراي اصل 43 قانون اساسي است ؟! مسكن براي همه ! مسكن براي همه !! مسكن براي همه !! هيچكس اصلاً مسكن نمي خواهد . مسكن هاي مردم را بر سرشان ويران نكنيد ! مسئولين جواب بدهند ! در كجاي قانون و قرآن و دين آمده كه شما حتماً بايد بزرگ راه بزنيد و براي ايجاد بزرگراه خانه هاي مردم را بر سرشان خراب كنيد ؟! چرا راههاي ساده روستايي همچنان ويران است و حتي يك راه ساده و خاكي وجود ندارد كه زنان روستاها براي وضع حمل در زمستان از آن راهها عبور كنند و خودشان را به بيمارستانها برسانند ؟! چرا هنوز هم از گردنه هاي سهمگين زنان باردار را با مكافات و حتي گاه با فرقون! براي وضع حمل از روستاها به بيمارستانها مي رسانند چرا كوچك راهها درست نشد. ولي به بهانة بزرگراه ها مردم را با خانه هايشان قتل عام مي كنند ؟! چرا رسانه هاي ملي ، روزنامه ها ، چرا اخبار ، چرا مراجع ، چرا مسئولين چرا هيچكس و هيچكس از مردم دفاع نمي كنند ؟!! چرا ؟! چرا مجلس ، چرا دولتمردان ، چرا مجمع تشخيص مصلحت ، چرا شوراي شهر خائن تهران چرا و چرا همه سكوت كرده اند ؟! چرا اين خانه ها و اين سنگرهاي دفاع مقدس را ويران مي كنند و هيچكس هيچ چيز نمي گويد ؟! چرا همه سكوت كرده اند ؟! چرا صدها قانون كه به نفع مردم هست هيچكدام اجرا نميشود ؟!! پول نفت و گاز و صنايع و معادن و تمام امكانات خدادادي كه دست هيچ بشر در ايجاد آنها دخالت نداشته به جيب مردم نمي رود و فقط در كام عده اي قلدر و غارتگر فرو مي رود ؟! چرا سردمداران در كاخهاي بر جاي مانده از شاه و نزديكانش ساكن شده اند ؟! چرا حقوقهاي 100 ميليون توماني و بالاتر در برابر بيكاران و گرسنگان حاكميت پيدا كرده ؟! چرا تمام بيت المال بين سرمايه داران ، بانكداران ، خصوصي سازان تازه متولد شده و دزدان و غارتگران تقسيم شده ؟! چرا ؟! چرا ؟! چرا ؟! . . . پس چه بايد كرد ؟! نظرات شما عزیزان: موضوع مطلب : <-CategoryName-> نويسندگان |
|